رد تعویذ
بسم الله الرحمن الرحيم
رد تعويذ
پرسش:آیا تعویذ جایز است یا نه با دلیل از احادیث صحیح جواب بدهید؟
پاسخ:خیر؛نوشتن تعویذ وآویختن آن به مریض ناجایز می باشند.
به دلایل زیر:
دلیل اول: از عقبه فرزند عامر الجهنی روایت است که گروهی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدند با نه نفر بیعت کرد و با یکی بیعت نکرد،گفتند ای رسول الله با نه نفر بیعت کردی و این را ترک کردی ، رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند « إنّ علیه تمیمة » زیرا بر او تعویذ است. پس آن شخص دستش را داخل کرد و آن را پاره کرد وبعد رسول الله صلى الله عليه وسلم با او بیعت کرد و فرمود : « من علّق تمیمة فقد أشرک » "هرکس تعویذ آویزان کند به تحقیق که شرک کرده است ".
دلیل دوم:عَنْ صَفِيَّةَ، عَنْ بَعْضِ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ، لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» "اگر كسي نزد كاهني برود و از او در مورد چيزي سوال بكند، سپس او را تصديق بنمايد، نماز چنين شخصي تا چهل روز پذيرفته نخواهد شد".
بغوي ميگويد: عراف كسي است كه مدعي شناخت امور پوشيده است. مثلاً دزد را شناسايي ميكند و گمشده را پيدا ميكند و مانند اينها.
بعضي گفتهاند: عراف همان كاهن است و كاهن كسي است كه از اموري كه هنوز اتفاق نيفتاده است، خبر ميدهد. و گفتهاند: آنست كه به گمان خود، اسرار قلب را ميداند.
ابن تيميه ميگويد: عراف به كاهن و منجم و ساير كساني كه از امور غيب و پوشيده سخن ميگويند، گفته ميشود.
دلیل سوم:از زینب زن عبدالله بن مسعود روایت است که:پیرزنی پیش ما می آمد که تعویذ بیماری وبایی بنام «حمرة» می داد،ما تخت بلند پایه ای داشتیم،وقتی عبدالله وارد منزل می شد گلویش را صاف نموده وصدا می داد(تا ما متوجه آمدنش باشیم) یک روزی عبدالله وارد شد وقتی صدایش را شنیدم حجابم را گرفتم (کامل نمودم) عبدالله آمد وکنارم نشست ومن را دست زد،با دستش نخی برخورد نمود گفت:این بند چیست؟گفتم تعویذی است برای بیماری حمرة (وبا ) پس این بند (تعويذ)را محکم گرفت وقطع نمود و آن را انداخت وگفت:خاندان عبدالله از شرک بی نیازهستند،ازپیامبر صلي الله عليه وسلم شنیده ام که می فرمود: «إِنَّ الرُّقَى، وَالتَّمَائِمَ، وَالتِّوَلَةَ شِرْكٌ» همانا دم کردن ، تعویذ و توله شرک هستند.......الحدیث. سنن ابن ماجه/3530
البته دم کردن بعدا جائز شد .
رقى " ابن أ ثیر از لغت شناسان (محدث لغوی واصولی) عرب می گوید:رقیه یعنی پناهگاهی که شخص آسیب دیده به آن پناه می برد وبوسیله آن،طلب شفاء و رفع بلا می کند مانند کسی که دچار تب یا بیماری تشنج شده وغیره. ،النهایه(3/254)
توله" آن است که زن آن را بر گردنش قرار می دهد و به وسیله ی آن خودش را نزد شوهرش می آراید تا محبوب آن بگردد و نوعی از سحر است . این تعريف ، تفسیر ابن مسعود از توله است .
تعویذ: باید توجه داشت که تعویذ به معنای نوشتن وآویزان کرن نیست، بلکه خواندن ودم کردن از آیات ودعا های مشروع است بنا بر دلایلی که ذکر شد وتعویذ رایج امروزی در لغت عرب به معنای تمیمه است
وشیخ الاسلام ابن تیمیة می گوید:رقیه به معنای تعویذ است واسترقاء یعنی طلب رقیه وآن شامل انواع دعا ها می شود.
دليل چهارم: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ أَتَى حَائِضًا، أَوِ امْرَأَةً فِي دُبُرِهَا، أَوْ كَاهِنًا، فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ، فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ».
ترجمه: هر كس با زنى كه عادت ماهیانه اش مى آيد نزدیکی کند يا از پشت زن نزدیکی بکند یا نزد كاهنی برود، و او را در گفتههايش تصديق بكند، با اين كارها، به آنچه بر محمد نازل شده كفر ورزيده است.
وهمچنين أبو هريره -رضي الله عنه- از رسول الله -صلي الله عليه وسلم- نقل ميكند كه فرمود: ‹‹ومن أتى عرافاً أو كاهناً فصدَّقه بما يقول، فقد كفر بما أُنزل على محمَّد››. (أبوداود ، ترمذي ، نسائي ، ابن ماجه ، ومستدرك حاكم)ترجمه: و هر كس نزد عرافي يا كاهني برود، و او را در گفته هايش تصديق بكند، با اين كار، به آنچه بر محمد نازل شده كفر ورزيده است.
دلیل پنجم: همچنين عمران بن حصين از رسول الله صلي الله عليه وسلم نقل ميكند كه فرمود:‹‹ليس منا من تَطير أو تُطير له، أو تَكهن أو تکهن له أو سحر، أو سحر لهُ، ومن أتى كاهناً فصدَّقه بما يقول، فقد كفر بما أُنزل على محمَّد››. (بزار با سند جيد)
ترجمه: از من نيست كسی كه فال بگيرد و يا براي او فال گرفته شود يا كهانت بكند و يا براي او كهانت بشود يا جادو بكند و يا بخاطر او جادو بشود.
دلیل ششم: رقیه بمعنای تعویذ(دعا نویسی) نمی باشدبلکه بمعنای دم نمودن است بدلیل اینکه محدثین بعد از رقیه کلمه النفث یعنی فوت باکمی آب دهان یا بدون آب دهان آورده اند،وامام بخاری درکتاب الطب صحیح بخاری یک باب گذاشته به نام:(باب النفث فی الرقیة) ولی تمیمه بمعنای تعویذ است چون بعد از آن کلمه علق یعنی آویزان نمودن،آمده است ودم آویزان کردنی نیست، بلکه تعویذ آویزان کردنی است.
ورقیه خواندنی ها را می گویند بنابر ادله زیر: عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي الرُّقْيَةِ: «تُرْبَةُ أَرْضِنَا، وَرِيقَةُ بَعْضِنَا، يُشْفَى سَقِيمُنَا، بِإِذْنِ رَبِّنَا» صحیح بخاری(5746)
پیامبرصلی الله علیه وسلم در رقیه هایش این دعا می خواندند: «تُرْبَةُ أَرْضِنَا، وَرِيقَةُ بَعْضِنَا، يُشْفَى سَقِيمُنَا، بِإِذْنِ رَبِّنَا» وابن حجرمی گویدکلمه برِيقَة بَعْضِنَا بر این دلالت می کند که در دم آب دهان هم باشد (التفل) فتح الباری (10- 208)
اما گفته بعضی از تعویذ دهندگان که از ابن حجر رحمه الله استدلال گرفته اند که گفته رقیه در زبان عربی به معنای تعویذ است .
جواب داده می شود: جناب شما هنوز فرق تعویذ عربی با تعویذ اصطلاحی امروز را نمی دانید یا می دانید ولی می خواهی عوام فریبی کنید،اگر منظور ابن حجر رحمه الله تعویذ مروّجه امروزی می بود چرا یک دلیل برای اثبات تعویذ نیاورده بلکه برای رقیه (دم نمودن) دلیل آورده است.
جناب شما این حدیث بخاری را چطور ترجمه می کنی:عَنْ عَائِشَةَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يُعَوِّذُ بَعْضَ أَهْلِهِ، يَمْسَحُ بِيَدِهِ اليُمْنَى وَيَقُولُ: «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبِ البَاسَ، اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لاَ شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لاَ يُغَادِرُ سَقَمًا».
"عايشه رضى الله عنها مى فرمايد:نبى اكرم صلى الله عليه وسلم بعضى از خانواده اش را دم مى نمود وبا دست راست مباركش مسح
مى كرد و اين دعا مى خواند: «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبِ البَاسَ، اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لاَ شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لاَ يُغَادِرُ سَقَمًا»
واین حدیث را چطور ترجمه می کنی: عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَرْقِي يَقُولُ: «امْسَحِ البَاسَ رَبَّ النَّاسِ، بِيَدِكَ الشِّفَاءُ، لاَ كَاشِفَ لَهُ إِلَّا أَنْتَ»صحیح بخاری 5744
وجه استدالال:در حديث اول يمسح ويقول آمده است،يعني رسول الله صلى الله عليه وسلم با دست مسح مى نمود وبا زبان
مى فرمود،كه اين فرموده مخالف آويزان نمودن است.
ودرحديث دوم:كلمه يرقي ويقول آمده است كه مخالف آويزان كردن مى باشد.
حال اینکه این دوحدیث صحیح امام بخاری، دلیل قطعی هستند برای اثبات اینکه رقیه وتعویذ شرعی(بمعنای دم نمودن) هستند وبه معنای تعویذ عرفی امروزه(دعا نویسی ) نیستند.
* واگر از ابواب بندی امام ترمذی استدلال می گیری چرا لفظ حدیث را ذکر نمی کنی؟ که زیر این باب چه حدیثی ذکر نموده است چون حدیث ابوسعید خدری فقط دال بر گرفتن مزد برای دم نمودن است نه برای تعویذ، ترجمه حدیث این است:
ابوسعید خدری رضی الله عنه می فرماید:رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را به سریه ی فرستاد،پس ما پیش قومی فرود آمدیم(جهت گذراندن شب منزل وجا گرفتیم) و از آنها مهمانی طلبیدیم (که ما را خوراک بدهند)ولی مهمانی ندادند،سردارشان را عقربی نیش زد،پیش ما آمدند وگفتند:آیا درمیان شما کسی هست که برای عقرب زدگی رقیه بدهد؟گفتم:بله من(می دانم) امّا دم نمی کنم تا به ما گوسفند ندهید،گفتند:ما سی بز به شما می دهیم، قبول کردیم وبراو سوره فاتحه را هفت بار خواندم،پس شفا یافت وما گوسفندان را تحویل گرفتیم،فرمود:(ابوسعیدخدری) پس در درون ما از این گوسفندان(گرفتن شان) چیزی(وسوسه در مورد حلال وحرام بودنشان) آمد پس گفتیم عجله نکنید تا نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم برویم ابوسعیدرضی الله عنه می گوید وقتی نزد رسول الله
صلی الله علیه وسلم رفتیم این ماجرایم را بیان نمودم،رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:تو ازکجا می دانستی که سوره فاتحه رقیه است؟ گوسفندان را بردارید،وبرای من هم سهمیه ی قرار بدهید.
* دراین حدیث دلیل برای گرفت مزد برای دم است نه تعویذ ممنوعه ومحرمه.
ودر ضمن جناب، امام ترمذی باب خاصی به نام«باب ماجاء فی کراهیة التعلیق» ابواب بندی نموده است ،ودلیل برای کراهیت تعویذ آورده است.
رد ادله قائلین بر جواز تعویذ
اولا: دلیل های صریحی که استدلال می کنند از غیر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می باشند ، بدلیل اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم سواد خواندن ونوشتن نداشتند (أمی بودند) بنابر نص صریح قرآن مجید.
ثانیا: دلیل ها ی دیگری که آورنده اند از رقیه می باشند حالانکه رقیه خواندنی می باشد که سلف صالح در نفث (دم نمودن بدون آب دهان یا باکمی آب دهان) یا تفل(دم نمودن با آب دهان) اختلاف نظر دارند ، دلیل تعویذ نیستند.
ثالثا: حدیث عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما آمده است که تمیمه را بر فرزندانش آویزان می کرد و نصش به شرح زیر است :
عمر بن شعیب از پدرش وسپس از پدربزرگش روایت می کند گفت : رسول الله صلى الله عليه وسلم ما را کلماتی یاد می داد که هنگام خواب به خاطر پریشانی می گفتیم « بسم الله اعوذ بکلمات الله التامات من غضبه و عقابه و شر عباده و من همزات الشیاطین و أن یحضرون » گفت : عبدالله بن عمرو به بچه های بزرگش این دعا را یاد می داد که هنگام خواب بخوانند و هر کس از بچه های کوچکش نمی توانست آن را حفظ کند، آن دعا را می نوشت و بر گردن آن ها می آویخت .
این حدیث به دلایل زیر جواب داده شده می شود :
روایت عبدالله بن عمرو ضعیف است چون در سند این حدیث محمد بن اسحاق وجود دارد که مدلس است.
اگر هم صحیح باشد این حدیث بر عبدالله بن عمرو موقوف است و این از اجتهادات اوست چون با او مخالفت شده است .
شوکانی گفته است: ادله ای در عدم جواز استفاده از تعویذ وارد شده است که قول عبدالله بن عمرو نمی تواند حجت باشد .
3-این اثر دال بر آویزان کردن تمیمه های قرآنی یا دعای مأثوره است، وبه صورت مطلق دلالت نمی کند زیرا عبدالله بن عمرو، آن را بر فرزندان بزرگش آویزان نمی کرد بلکه این دعاها را از حفظ یادشان می داد .
4- این اثر به صورت واضح دلالت نمی کند که عبدالله بن عمرو وقتی که این دعا را بر فرزندان کوچکش آویزان می کرد منظورش از آن تعویذ بود، بلکه احتمال وجود دارد که خواسته است از طریق نوشتن دعا را یادشان دهد .
5- شایسته نیست وقتی طفل کوچک باشد بر او تعویذی که از قرآن است یا دعاهایی که در سنت آمده اند را آویزان کنیم زیرا سنت آن است که به وسیله ی آن دعاها او را دم کنیم نه اینکه آن ها را نوشته و بر آن آویزان کنیم. آن چه در صحیح بخاری از عبدالله بن عباس رضی الله عنه آمده بر همین مسأله دلالت می کند، عبدالله بن عباس گفت: پیغمبر صلی الله علیه وسلم حسن و حسین را دم می کرد و می گفت : همانا پدر شما ابراهیم، اسماعیل و اسحاق عليهم السلام را با آن دم می کرد، « اعوذ بکلمات الله التامة من کل شیطان و هامه و من کل عین لامه ».
پس اگر سنت در این کار آویزان کردن می بود البته که پیغمبر صلی الله علیه وسلم این دعا را بر آن ها آویزان می کرد .
رابعا:امّا آثاری که از صحابه وتابعین نقل شده اند به فرض صحتشان از چند جهت مردود اند:1- فعل صحابه وتابعین زمانیکه مخالف نص صریح رسول اکرم صلی الله علیه وسلم باشند اعتبار ندارند.
2- این آثار صحیح نمی باشند.
3- در مقابل این اثرها قول رسول اکرم صلی الله علیه وسلم که قبلا بیان شد وجود دارد وهمچنین برخورد شدید عبدالله بن مسعود رضی الله عنه با خانمش، که قبلا بیان شد.
رد شبهه:اگر سوال پیش بیاید آیا صحابه وتابعین مخالف نص پیامبر صلی الله علیه وسلم عمل می کنند؟
جواب:اگر حدیث به آنها نرسیده باشد پیش می آید،واین مسئله درزمان صحابه به وقوع پیوسته مثل حدیث استئذان که به عمر رضی الله عنه نرسیده بود و حدیث تیمم نمودن جنب وغیره.
واین هیچ خدشه ای به بزرگواری ایشان وارد نمی کند،واین مسئله در کتب حدیث مثل روز روشن است.
خامسا:همه علما برتعویذ غیر قرآنی ونامفهوم اتفاق نظر دارند که ناجایز می باشند،و عبدالله بن مسعود ، ابن عباس و ظاهر قول حذیفه و عقبه بن عامر و ابن عکیم رضی الله عنهم و ... ابراهیم نخعی و احمد در روایتی که اکثر اصحاب او آن را ترجیح داده اند و متأخرین آن ها با قاطعیت این رای را ترجیح داده اند ابن العربی و علمای دیگر تعویذ قرآنی را هم ناجائز می دانند .
دلیل های قائلین به عدم جواز: 1- به صورت عموم تعویذ حرام شده است و چیزی که این عام را خاص کند وارد نشده است. قاعده ی اصولی می گوید: عموم بر عموم بودنش می ماند مگر دلیلی بیاید که آن را خاص کند.
* قال رسول الله صلی الله علیه وسلم « من علّق تمیمة فقد أشرک » = "هرکس تعویذ آویزان کند شرک کرده است" .
* وقال صلی الله علیه وسلم : « من تعلق تمیمة فلا اتم الله له » = "هرکس تعویذ آویزان کند خدا به مرادش نرساند" .
* وقال صلی الله علیه وسلم: « إن الرقی و التمائم و التولة شرک »= "همانا دم، تعویذ و توله ( نوعی تعویذ ) شرک هستند".
( البته بعدا دم استثناء شده است ) چون عموم این احادیث مطلقا استعمال تعویذ را منع کرده اند و دلیلی که این نوع تعویذ یعنی تعویذی که از قرآن و ذکر صحیح است را خاص کند و آن را جائز بداند، وارد نشده است. پس واجب است این احادیث را بر عمومشان حمل کرد و پذیرفت .
2- اگر این عمل مشروع و جائز می بود رسول الله صلى الله عليه وسلم آن را برای امتش بیان می کرد زیرا تاخیر بیان از وقت نیاز جايز نيست و کسی که در سنت رسول الله تتبع و آشنایی دارد می بیند که تمام احادیثی که در اذکار و دعاها وارد شده اند با لفظ هر کس این طور بگوید و يا هر کس این طور بخواند آمده اند و حتی در یک حدیث وارد نشده است که لفظ هر کس چنین بنویسد و یا هرکس چنین آویزان کند .
در این مورد ابن العربی می گوید آویزان کردن قرآن ،سنت نیست ،بلکه سنت ذکر بدون نوشتن و آویزان کردن است .
سد زریعه:واین کار بزرگی در اسلام است و معلوم است اگر ما معتقد به جائز بودن استعمال تعویذی که از قرآن و دعاهای پیغمبرصلی الله علیه وسلم است باشیم دروازه شرک باز می شود و بین تعویذ جائز و ناجائز التباس پیش می آید و تشخیص آن دو از همدیگر جز با سختی زیاد ممکن نیست و البته که دعوتگران به گمراهی و انحراف از این طریق سودجویی می کنند .
برسی تعویذات های امروزه
سوال:آیا تعویذات های امروزه خالی ازشرک وتوهین به مقدسات اسلامی می باشند؟
پاسخ:خیر،تعویذات امروزه پر از شرکیات اند مانند کمک خواستن از جن ها ونام های نامعلوم ،وتوهین به قرآن ،وتحریف قرآن،وطلسم می باشند.
مثلا:در یک تعویذاتی آمده برای دفع آسیب:باین اسماء دود کردن مفید است: املح 3بار،قملیح 3بار،تملیح3بار.
2- زنیکه به درد زایمان مبتلا است،دست بر موطا امام مالک بگذارد فوراً بچه متولد شود.
جمهورجماهورجمهورهور3- برای تب لرزه:برسر چوب بید نوشته دود دهدشفا یابد
4- برای اطلاع حال دزد یا دیگر امر پوشیده:این را بر کف دست راست نوشته وقت خواب زیر سر کند ان شاءالله معلوم گردد:
مهیب مهیب مهیب
5- برای وبا وطاعون:الهی بحرمة فرزندان گرامی خواجه امام ربانی مجدد الف ثانی خواجه شیخ محمد صادق اکابر اولیاءرحمهما الله ما را از شروبلای وبا وطاعون نگهدار. درپایان نوشته:الله شافعی الله کافی
این نمونه ها تقریبا از بهترین ها هستند وجهت اطلاعات بیشتر به تعویذات ها مراجعه شود آن وقت می فهمید که چه قدر از حق به دور هستند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 23:12 توسط موحدين
|