بهترین اعمالی که صواب شان بعد از مرگ انسان ادامه دارند

•┈┈••✦✿ بهترین اعمالی که صواب شان بعد از مرگ انسان ادامه دارند✿✦••┈┈•

عَنْ أَبِي قَتَادَةَ رضي الله عنه ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " خَيْرُ مَا يُخَلِّفُ الرَّجُلُ مِنْ بَعْدِهِ ثَلَاثٌ : وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ، وَصَدَقَةٌ تَجْرِي يَبْلُغُهُ أَجْرُهَا، وَعِلْمٌ يُعْمَلُ بِهِ مِنْ بَعْدِهِ ".

ترجمه:
بهترین اعمالی که شخص بعد از مرگش بجای می گذارد سه چیز می باشند:
۱- فرزند نیکوکار که برایش دعای خیر بکند.
۲- صدقه جاریه که مزدش باقی می ماند.
۳- علمی که به شخصی آموخته و بعد از وفات آن عالم به آن عمل شود.

البته حج بدل و قضای وام و أداء روزه نذری بجای میت همچنین به میت می رسد،چنانچه در احادیث دیگر می آیند.
•┈┈••✦✿✦••┈┈•

فوائد حديث:
۱- فضیلت معلمی که به مردم امور دین شان را بیاموزد.
۲- اعمال انسان بعد از مرگش به پایان می رسد مگر آن اعمالی که شرع استثنا قرار داده است.
۳- این سه مورد همیشه ثوابش به مرده می رسد.
۴- مقصد از صدقه جاریه وقف می باشد مثلا شخصی در زمین خود مسجدی بسازد یا باغی وقف در راه الله متعال بکند وغیره.
۵- این سه خصلت را خاص نمودند

 چون بیشتر اهل خیر و صلاح تلاش می کنند که این صدقه های جاریه را بجا بگذارند و چون هر شخص حد اقل یک مورد را می تواند بجا بگذارد.
۶- این حدیث دال بر این است که علوم شرعی با تعلیم و تصنیف همیشگی می شوند.
۷- تشویق به ازدواج تا شخص مسلمان صاحب فرزند صالح شود.
۸- تشویق به تعلیم و تربیت فرزندان .
۸- انسان مسلمان باید به فرزندانش بیاموزد که بعد از وفاتش برایش دائما دعای خیر نمایند.
۹- تشویق به تعلیم و تعلم علوم دینی.
۱۰- تشویق به تألیف و تصنیف علوم دینی.
۱۱- علم زمانی سودمند است که به آن عمل شود.
۱۲- فرزند زمانی برای انسان سودمند است که صالح باشد و برای والدین دعای خیر بکند.
۱۳- صدقه زمانی سودمند است که فقط خالصانه برای الله متعال باشد و از کسب حلال باشد، چنانچه در احادیث دیگر آمده است.
۱۴- صدقه را به جاری بودن مقید نمود زیرا صدقه ای که فورا از بین برود شامل این حدیث نمی باشد.
•┈┈••✦✿✦••┈┈•

عیب های که نبايد در قربانی مشاهده شوند

•┈┈••✦✿ عیب های که نبايد در قربانی مشاهده شوند ✿✦••┈┈•

▪عَنْ أَبِي الضَّحَّاكِ عُبَيْدِ بْنِ فَيْرُوزَ مَوْلَى بَنِي شَيْبَانَ، قَالَ : قُلْتُ لِلْبَرَاءِ : حَدِّثْنِي عَمَّا نَهَى عَنْهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْأَضَاحِيِّ. قَالَ : قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَيَدِي أَقْصَرُ مِنْ يَدِهِ، فَقَالَ : " أَرْبَعٌ لَا يَجُزْنَ : الْعَوْرَاءُ الْبَيِّنُ عَوَرُهَا، وَالْمَرِيضَةُ الْبَيِّنُ مَرَضُهَا، وَالْعَرْجَاءُ الْبَيِّنُ ظَلْعُهَا ، وَالْكَسِيرَةُ الَّتِي لَا تُنْقِي ".
قُلْتُ : إِنِّي أَكْرَهُ أَنْ يَكُونَ فِي الْقَرْنِ نَقْصٌ، وَأَنْ يَكُونَ فِي السِّنِّ نَقْصٌ. قَالَ : مَا كَرِهْتَهُ فَدَعْهُ، وَلَا تُحَرِّمْهُ عَلَى أَحَدٍ.

ترجمه: از عبید بن فیروز روایت است: به براء بن عازب رضی الله عنه گفتم: قربانی‌هایی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم دوست نداشت یا از آنها نهی می‌کرد برایمان بگو، گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم با دستش اینطور اشاره کرد، در حالیکه دست من کوتاهتر از دست مبارک او است، و فرمود: " أَرْبَعٌ لَا يَجُزْنَ : الْعَوْرَاءُ الْبَيِّنُ عَوَرُهَا، وَالْمَرِيضَةُ الْبَيِّنُ مَرَضُهَا، وَالْعَرْجَاءُ الْبَيِّنُ ظَلْعُهَا ، وَالْكَسِيرَةُ الَّتِي لَا تُنْقِي ".
چهار نوع حیوان برای قربانی کردن جایز نیستند :
۱-حیوان کوری که کور بودنش واضح باشد.
۲-حیوان بیماری که بیماری‌اش آشکار باشد.
۳-حیوان لنگی که لنگی‌اش آشکار باشد.
۴- حیوان عضو شکسته‌ای که بهبود نمی‌یابد.
عبید بن فیروز می گوید به براء رضی الله عنه گفتم: من مکروه می‌دانم که گوش (حیوان قربانی) عیب‌دار باشد.
براء رضی الله عنه گفت: هر نقصی را در حیوان ناپسند دیدی آن را رها کن، بدون اینکه آنرا بر کس دیگری حرام بدانی.
•┈┈••✦✿✦••┈┈•


فوائد حديث:
۱- حرص رسول الله صلی الله علیه وسلم در بیان عیب هایی که نباید در قربانی مشاهده شوند.
۲- بهترین روش تعلیم دادن رسول الله صلی الله علیه وسلم، طوری که اول عدد را بیان نمود سپس عیوب را بیان نمود تا صحابه بهتر حفظ نمایند.
۳- حیوانی که قربانی می شود نباید کور باشد البته با این شرط که کوریش واضح باشد،لذا حیوانی که کاملا نابینا است به طریق اولی ناجایز می‌باشد.
٤- حیوانی که کمی مریض باشد طوری که مریضی اش واضح نباشد هیچ اشکالی ندارد که قربانی شود ، خصوصا وقتی بهترین گوسفندش باشد ، گرچه بهتر این است که انسان مسلمان سعی کند که قربانی اش را خالی از هر عیب نماید.
٥- اگر شخصی بزی یا گوسفندی قربانی نمود که ظاهرا هیچ عیبی نداشت و بعد از قربانی متوجه شد که در کبد یا ریه ی آن مرضی وجود داشته که اگر می ماند خود بخود می مُرد ، قربانی اش صحیح می باشد زیرا مریضی این گوسفند ظاهر نبوده است.
٦- گوسفندی که اسهال شدید دارد قربانی نمودنش درست نیست زیرا ممکن است که مهلک باشد.
۷- گوسفندی که شکمش باد کرده است طوری که برای همه نمایان است و احتمال مردن گوسفند باشد قربانی نمودنش درست نیست ، چون مریضی اش واضح است و همچنین هر مریضی دیگر بشرطی که واضح باشد.
۸- گوسفندی که لنگ باشد طوری که لنگی‌اش آشکار باشد قربانی نمودنش صحیح نیست.
۹- حیوانی که یک دست یا پایش قطع شود به طریق اولی جایز نیست.
۱۰- حیوانی که به سبب فلجی تحرک نداشته باشد همچنین به طریق اولی جایز نیست.
۱۱- حیوان پیری که از پیری استخوان‌هایش مغز نداشته باشد قربانیش صحیح نیست، اما اگر پیر ولی چاق و چلّه باشد و استخوان هایش مغز داشته باشد قربانی اش صحیح است.
۱۲- برای مسلمان مناسب نیست که چیز عیب دار را در راه الله ببخشد.
۱۳- این چهار عیب نباید در قربانی مشاهده شوند.
١٤- اهتمام رسول الله صلی الله علیه وسلم به امور مسلمین طوری که برای بیان این مسئله جلوی صحابه بلند شدند و خطبه گفتند، تا همه متوجه این قضیه باشند و به شخص سوال کننده اکتفا ننمودند.
١٥- احترام صحابه رضی الله عنهم به رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی بعد از وفاتشان طوری که گفت دست من کوتاهتر از دست مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد.
١٦- بیان صحابه رضی الله عنهم دین را برای امت اسلامی حتی حرکات رسول الله صلی الله علیه وسلم را.
۱۷- اهتمام صحابه رضی الله عنهم به تطبیق دادن افعال رسول الله صلی الله علیه و سلم حتی روش تعلیم ایشان را.
۱۸- برخورد صحابه رضی الله عنهم با کسی که چیزی را که شرع سکوت نموده، بد بفهمد و برای دیگران بگوید ، چنانچه گفت هر آنچه را بد می فهمی رها کن بدون اینکه آنرا برای کس دیگری حرام بدانی.
۱۹- عیب دار بودن گوش و دُم و شاخ گوسفند عیب حساب نمی شود و آن گوسفند جایز است قربانی شود ، گرچه بهتر است که قربانی خالی از هر نقص باشد ولی ممانعت شرعی ندارد.
۲۰- از این گفته براء رضی الله عنه این قاعده فهمیده می شود : "لا اجتهاد في مقابل النص"
يعنی اجتهاد و قیاس در مقابل نص شرعی درست نیست، چون عبید رحمه الله مطابق این نص عیب های دیگری را قیاس کرد که در نص شرعی وجود ندارند بلکه نص محصور به عدد مشخصی است بدین دلیل براء رضی الله عنه قیاس و اجتهادش را مردود حساب کرد.
•┈┈••✦✿✦••┈┈•

دوستان گناه گاهی بخشیده می شود ، اما از اعمال نامه ی انسان محو نمی شود به این حدیث دقت کنید

دوستان گناه گاهی بخشیده می شود ، اما از اعمال نامه ی انسان محو نمی شود به این حدیث دقت کنید

و عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ يُدْنِي الْمُؤْمِنَ فَيَضَعُ عَلَيْهِ كَنَفَهُ وَيَسْتُرُهُ، فَيَقُولُ: أَتَعْرِفُ ذَنْبَ كَذَا؟ أَتَعْرِفُ ذَنْبَ كَذَا؟ فَيَقُولُ: نَعَمْ أَيْ رَبِّ، حَتَّى إِذَا قَرَّرَهُ بِذُنُوبِهِ، وَرَأَى فِي نَفْسِهِ أَنَّهُ هَلَكَ، قَالَ: سَتَرْتُهَا عَلَيْكَ فِي الدُّنْيَا وَأَنَا أَغْفِرُهَا لَكَ الْيَوْمَ، فَيُعْطَى كِتَابَ حَسَنَاتِهِ، وَأَمَّا الْكَافِرُ وَالْمُنَافِقُونَ فَيَقُولُ الأَشْهَادُ: هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ». (بخارى: 2441)

ترجمه: عبد الله بن عمر رضى الله عنهما مى گويد: از رسول ‏الله صلی الله علیه وسلم شنيدم كه می فرمود: «روز قيامت، الله بنده ی مؤمن را نزد خود فرا می خواند و در آغوش می گيرد و به دور از انظار ديگران، به او می فرمايد: آيا فلان گناه و فلان گناه را به ياد داری؟ بنده مى گويد: بله، ای پروردگار من!
و اينگونه الله متعال از او، به گناهانش اعتراف می گيرد و بنده ی مؤمن، خود را در معرض هلاك می بيند.
آنگاه، الله متعال می فرمايد: در دنيا گناهانت را پوشانيدم. امروز نيز آنها را (می پوشانم و) مورد مغفرت قرار می دهم.
سپس، کارنامه ى اعمال صالح به او داده می‌شود .
اما درباره ی كفار و منافقين، گواهان خواهند گفت: اينها کسانی هستند كه بر الله دروغ گفته اند. بدانيد كه لعنت و نفرين الله بر ستمكاران است».

حسن بصری رحمه الله می گوید: بنده گناه می کند، بعد توبه می کند و طلب مغفرت می کند و مورد مغفرت قرار می گیرد، اما گناهش از اعمال نامه اش بدون این که اعتراف گرفته شود وسؤال شود پاک نمی شود .
بعد حسن بصری رحمه الله شدیدا گریه نمود و گفت اگر بجز حیا و شرم آن روز و آن جایگاه گریه نکنیم ، لازم است که گریه کنیم.

بلال بن سعد رحمه الله گوید: الله متعال همه ی گناهان را می بخشد اما آنها را از اعمال نامه ی انسان کاملا پاک نمی کند تا روز قیامت از او اعتراف بگیرد ، گرچه شخص توبه کرده باشد.

مرجع دو اثر:جامع العلوم و الحكم(٤٥٣) .

 

فضیلت مجالس قرآنی و ذکر

فضیلت مجالس قرآنی و ذکر

پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فِی بَیْتٍ مِنْ بُیُوتِ اللَّهِ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَیَتَدَارَسُونَهُ بَیْنَهُمْ إِلَّا نَزَلَتْ عَلَیْهِمْ السَّکِینَةُ وَغَشِیَتْهُمْ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْهُمْ الْمَلَائِکَةُ وَذَکَرَهُمْ اللَّهُ فِیمَنْ عِنْدَهُ». صحیح مسلم 2699 و ابوداود (1455) و ترمذی2946 .

ترجمه:«هیچ گروهی در خانه ای از خانه های الله تعالی برای تلاوت و مطالعه ی قرآن گرد هم نمی آیند؛ مگر آن که آرامش بر آنان نازل می شود، و رحمت آنان را می پوشاند و ملائکه آنان را احاطه می کنند، و الله تعالی آنهارا در میان کسانی که نزد او هستند یاد می کند».

فوائد حدیث:
۱- فضیلت ذکر الله متعال، البته لازم نیست در ذکر همخوانی باشد بلکه این حدیث در مورد تعلیم قرآن می باشد ، و از این نمیشه برای بدعتی که صوفی ها انجام می دهند استدلال گرفت، چون فعل آنها مخالف هدی رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد و این حدیث و امثالش مطلق می باشند و احادیث مطلق بر مقید حمل می شوند، و در گنجینه حدیث نبوی هیچ دلیلی برای این بدعتی که صوفی ها انجام می دهند وجود ندارد زیرا از صحابه و تابعین چنین فعلی ثابت نیست ، که با هم بشینند و کلمه لا اله الا الله را با حرکت دادن گردن تکرار کنند.
۲- فضیلت مجالس ذکر و تعلیم و تدریس قرآن .
۳- جمع شدن برای تلاوت قرآن و مجالس تعلیم شرعی سبب رحمت می شود.
۴- این حدیث بیانگر وجود ملائکه می باشد و ایمان به وجود ملائکه یکی از ارکان شش گانه ایمان می باشد.
۵- مهمترین فضیلت مجالس ذکر و تعلیم قرآن این است که الله متعال آن افراد را در میان اهل آسمان یعنی ملائکه یاد می کند.

سه سنت که وقت خواب خیلی مهم می باشند

سه سنت که وقت خواب خیلی مهم می باشند

وعن الْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ :إذا أخـذت مضـجعَك فتـوضأْ وضـوءَك للصـلاةِ . ثم اضـطجعْ علـى شـقِّك الأيمـنِ . ثـم قـلْ : « اللهمَّ إنـي أسـلمتُ وجـهي إلـيك . وفوضـت أمـري إليـك . وألجـأتُ ظهـري إليـك رغـبةً ورهبـةً إليـك . لا مـلجأَ ولا مـنجا مـنك إلا إليك . آمـنتُ بكـتابِك الـذي أنـزلت . وبنـبيِّك الـذي أرسـلتَ » . واجـعلهن مـن آخـرِ كـلامِك . فـإن مـتَّ مـن ليلتِك ، مـتَّ وأنت عـلى الفطـرةِ .

قـال فرددتـهن لأستـذكرهن فـقلت : آمـنتُ برسـولِك الـذي أرسـلت .
قـال : قـلْ : آمـنت بنـبيِّك الـذي أرسـلتَ . وفــي روايـةٍ : وزاد في حـديث حصـين : وإن أصـبح أصـاب خـيرًا .

ترجمه: براء بن عازب رضى الله عنه مى گويد رسول الله ﷺ فرمودند: وقتی به رختخواب رفتى ، اول وضو بگیر ، سپس سمت راستت بخواب ، سپس این ذکر را بخوان: « اللهمَّ إنـي أسـلمتُ وجـهي إلـيك . وفوضـت أمـري إليـك . وألجـأتُ ظهـري إليـك رغـبةً ورهبـةً إليـك . لا مـلجأَ ولا مـنجا مـنك إلا إليك . آمـنتُ بكـتابِك الـذي أنـزلت . وبنـبيِّك الـذي أرسـلتَ ».
واین ذکر را آخرین سخنانت قرار بده،اگر این شب فوت کردی بر فطرت اسلام فوت کردی.
براء گوید: من شروع به تکرار نمودن این ذکر نمودم تا حفظش کنم، گفتم: آمـنتُ برسـولِك الـذي أرسـلت . یعنی بجای نبی گفتم رسول.
رسول اللهﷺ فرمودند:بگو:آمـنتُ برسـولِك الـذي أرسـلت .
در روایت دیگری آمده: و اگر گوینده این ذکر ،زنده ماند خیری به او می رسد.
〘 صحيـح مـســلـم  رقم:٢٧١٠ 〙
〘 صحيـح بخارى رقم  ٦٣١١ || ٢٤٧ 〙

نــووی - رحـمـه الله - می گوید :
در این حدیث سه سنت مهم وجود دارد که هر سه واجب نیستند بلکه مستحب می باشد :

۱-وضو وقت اراده خواب ، و اگر با وضو بود همان وضو کافی می باشد ، چون هدف : خوابیدن با طهارت می باشد ترس از اینکه همان شب بمیرد، و یا بخاطر اینکه خوابی که دیده باشد راست تر باشد، و از بازی نمودن شیطان در خوابش دور باشد.

۲- خوابیدن به سمت راست ؛ چون پیامبر صلـى الله عـليه وسـلم سمت راست را دوست می داشت، وچون سمت راست برای بیداری راحت تر است .

۳- ذكـر الله تـعالى تا خاتمه اعمالش باشد .

شرح بعضی از کلمات حدیث :
فرموده اش ﷺ : « اللهم إني أسلمت وجـهي إليك » ودر روايـتى آمده : « أسـلمت نفـسي إلـيك » 
یعنی : تسلیم تو شده ام و خودم را پیرو و مطیع حکم ات قرار داده ام.

 علـماء می گویند: صورت و نفس در این حدیث بمعنای کل جسم می باشند.

ومعـناى « ألجـأت ظـهري إليك » یعنی : به تو توكـل کرده ام ، و در همه ی امورم به تو اعتماد نموده ام .

و فرموده اش « رغبـة ورهـبة » یعنی : به آرزوی ثواب تو ، وترس از عذابت.

 فرموده اش ﷺ : « مُـتَّ علـى الفـطرة »  مراد از فطرت اسـلام می باشد.

  و فرموده اش: « وإن أصـبحتَ أصـبتَ خـيرًا » یعنی : برایت بخاطر این سنت و اهتمامت و پیروی ات از دستور الله متعال و رسولش ﷺ ثوابی کسب خواهی نمود.

 مرجع:〘 شـرح نووی بر صحيح مسـلم 〙
  

حکم و آداب اجازه گرفتن

حکم و آداب اجازه گرفتن

اجازه گرفتن يكی از آداب اجتماعی دین مبین اسلام است كه سبب ایجاد محبت بین خانواده ها و افراد جامعه اسلامی و حُسن معاشرت می باشد و رعایت این ادب دال بر عفت وبا حیا بودن شخص است و از آنجایی كه خيلى از افراد در رعايت نمودن اين خصلت اسلامى كوتاهى مى نمايند، بر خود لازم ديدم اين چند کلمه را به رشته تحریر در آورم ، شاید مفید باشند.

منظور از اجازه گرفتن، این است که وقتی انسان می خواهد وارد خانه ای غیر از خانه خودش شود باید از صاحب خانه اجازه بگیرد، اگر اجازه داد، وارد شود ودر غیر این صورت وارد نشود و اگر آشکارا به او گفته شد: «برگرد»، باید برگردد.

حکم اجازه گرفتن

اجازه گرفتن یک واجب شرعی است و بدون اجازه وارد منزل مردم شدن حرام است.
به دلیل فرموده الله متعال: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ☆ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (النور/28و27)

ترجمه :
ای اهل ایمان به خانه هایی غیر از خانه های خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، این برای شما بهتر است، باشد که متذکّر شوید. واگر كسى را در خانه‌ها نيافتيد بدانجاها داخل نشويد تا به شما اجازه داده ‌شود ، اگر هم به شما گفتند : برگرديد ، پس برگرديد. اين ( كار) پاكتر برايتان مى‌باشد ، الله متعال از كارهائى كه مى‌كنيد آگاه است.

آداب اجازه گرفتن:

۱- هماهنگی نمودن با صاحب منزل و این هم از كلمه «حَتّي تَسْتَأْنِسُوا » یعنی : تا خواستار انس و الفت ‌شويد، فهمیده می شود.

٢- و از نگاه کردن به داخل حیاط یا منزل از لابلای دروازه و غیره جلوگیری نمود ، به دلیل فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم: «إِنَّمَا جُعِلَ الِاسْتِئْذَانُ مِنْ أَجْلِ البَصَرِ» (صحيح بخاري: 6241).
ترجمه : همانا اجازه خواستن بخاطر نگاه قرار داده شده است.

و به دلیل فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم: «لَوِ اطَّلَعَ فِي بَيْتِكَ أَحَدٌ وَلَمْ تَأْذَنْ لَهُ فَخَذَفْتَهُ بِحَصَاةٍ فَفَقَأْتَ عَيْنَهُ مَا كَانَ عَلَيْكَ مِنْ جُنَاحٍ». (بخارى:6888)
ترجمه: «اگر کسی بدون اجازه، به داخل خانه ات نگاه کرد و تو با پرتاب سنگريزه؛ چشم اش را کور کردی، هيچ گناهی بر تو نيست».

و به دلیل فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم: «مَنِ اطَّلَعَ فِي بَيْتِ قَوْمٍ بِغَيْرِ إِذْنِهِمْ ، فَقَدْ حَلَّ لَهُمْ أَنْ يَفْقَئُوا عَيْنَهُ» . (مسلم: 2158).
ترجمه: اگر كسى بدون اجازه به خانه ی قومی سرکشی کند، بر آنها جايز است كه چشمش را كور كنند.

٣- اجازه ورود خواستن و آن هم با سه بار زدن درب منزل یا زنگ منزل، به دلیل فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم: «إِذَا اسْتَأْذَنَ أَحَدُكُمْ ثَلاَثًا فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُ فَلْيَرْجِعْ» ( صحیح بخاري: 6245).
ترجمه: هرگاه یکی از شما سه بار اجازه خواست و به او اجازه داده نشد، باید برگردد.
البته بايد فاصله هر بار زنگ زدن را رعایت نمود و از زنگ زدن پی در پی که باعث اذیت و آزار صاحب خانه می شود پرهیز کرد.

٤- واگر از اسمش پرسیده شد خودش را با گفتن اسمش معرفی کند، به دلیل حديث ذیل:
عن جَابِرُ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: أَتَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي دَيْنٍ كَانَ عَلَى أَبِي، فَدَقَقْتُ البَابَ، فَقَالَ: «مَنْ ذَا؟» فَقُلْتُ: أَنَا، فَقَالَ: «أَنَا أَنَا!» كَأَنَّهُ كَرِهَهَا. (صحيح بخاري:6250).

ترجمه: جابر می گوید: نزد پیامبر آمدم و در زدم، پرسید:« کیستی؟» گفتم: منم. فرمود: منم، منم؟!» گویا از این طرز جواب خوشش نیامد.

٥- وقتی خواست اجازه بگیرد بگوید:السلام علیکم ، اجازه هست وارد شوم؟ به دلیل زیر:
عَنْ رِبْعِيٍّ قَالَ : حَدَّثَنَا رَجُلٌ مِنْ بَنِي عَامِرٍ أَنَّهُ اسْتَأْذَنَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَهُوَ فِي بَيْتٍ فَقَالَ : أأَلِجُ ؟ فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم لِخَادِمِهِ : " أخْرُجْ إِلَى هَذَا فَعَلِّمْهُ الاِسْتِئْذَانَ ، فَقُلْ لَهُ : قُلِ : السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ ، أَأَدْخُلُ " ، فَسَمِعَهُ الرَّجُلُ فَقَالَ : السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ ، أَأَدْخُلُ ؟ فَأَذِنَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم فَدَخَلَ " [ أخرجه أبو داود وأحمد وهو حديث صحيح ، صححه الألباني ] .

ترجمه:ربعی رحمه الله می گوید: مردی از بنی عامر به من گفت: از پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالیکه در خانه اش بود ، اجازه ورود خواستم و گفتم: وارد شوم؟
پیامبر صلی الله علیه وسلم به خادمش گفت برو به این شخص آداب اجازه گرفتن را بیاموز ، وبگو: تا بگوید:السلام علیکم ، اجازه هست وارد شوم؟
می گوید : حرف رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنیدم ، به همان گونه اجازه گرفتم ، پس به من اجازه داده شد.

٦- وقت اجازه گرفتن از روبروی دروازه ایستادن پرهیز کند ، به دلیل احاديث زير:

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُسْرٍ قَالَ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا أَتَى بَابَ قَوْمٍ ، لَمْ يَسْتَقْبِلِ الْبَابَ مِنْ تِلْقَاءِ وَجْهِهِ ، وَلَكِنْ مِنْ رُكْنِهِ الأَيْمَنِ أَوِ الأَيْسَرِ ، وَيَقُولُ : " السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ ، السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ " ، وَذَلِكَ أَنَّ الدُّورَ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهَا يَوْمَئِذٍ سُتُورٌ ". [ أخرجه أبو داود وأحمد وصححه الألباني ] .

ترجمه:عبدالله بن بسر رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی به درب منزل کسی می امد روبروی دروازه نمی ایستاد ، بلکه سمت راست یا چپ می ایستاد و می فرمود: السلام عليكم ، السلام عليكم . می گوید: در آن زمان خانه ها حیاط نداشتند.

وعَنْ هُزَيْلٍ قَالَ : جَاءَ رَجُلٌ فَوَقَفَ عَلَى بَابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم يَسْتَأْذِنُ ، فَقَامَ عَلَى الْبَابِ _ مُسْتَقْبِلَ الْبَابِ _ فَقَالَ لَهُ النَّبيُّ صلى الله عليه وسلم : " هَكَذَا عَنْكَ ، أَوْ هَكَذَا ، فَإِنَّمَا الاِسْتِئْذَانُ مِنَ النَّظَرِ ". [ أخرجه أبو داود وصححه الألباني ] .

ترجمه:هزیل رضی الله عنه می گوید: مردی روبروی دروازه رسول الله صلى الله عليه وسلم ایستاد تا اجازه بگیرد،پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: این طرف یا اون طرف بایست یعنی راست یا چپ ، اجازه خواستن بخاطر نگاه قرار داده شده است.
و بعد از سه بار اجازه گرفتن در صورتی که جوابی نشنید برگردد.

٧- و از گوش فرا دادن و استراق سمع نمودن پرهیز نماید، به دليل فرموده الله متعال: « وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا».
ترجمه:وقتی به شما گفته شد برگردید،پس بدون وقفه برگردید.( و در پی کشف اسرار نباشید).

و به دلیل فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم: « وَمَنِ اسْتَمَعَ إِلَى حَدِيثِ قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ ، أَوْ يَفِرُّونَ مِنْهُ ، صُبَّ فِي أُذُنِهِ الْآنُكُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ».(بخاری: ٧٠٤٢).

ترجمه:هر كس به سخن ديگران گوش دهد، در حالي كه آنان راضى نيستند، روز قيامت در گوش او سرب گداخته شده ريخته مى شود.

٨- و اگر اجازه داده نشد برگردد ، بدون عصبانیت و ناراحتی .
به دلیل فرموده الله متعال: « وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا».
ترجمه:وقتی به شما گفته شد برگردید،پس بدون وقفه برگردید.

و به دلیل فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم: « إِذَا اسْتَأْذَنَ أَحَدُكُمْ ثَلاَثًا فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُ فَلْيَرْجِعْ» (بخارى: ٦٢٤٥).

ترجمه: هرگاه یکی از شما سه بار اجازه خواست و به او اجازه داده نشد، باید برگردد.